آب و هوا
اوقات شرعی
نظرسنجی
|
روئینمقوله ميراث فرهنگي ازمهمترين مباحث مطرح در حوزه فرهنگ و يكي از عمده ترين گزينه هاي موجودجهت برنامه ريزي بهينه درسطوح مختلف جهت امورفرهنگي ،هنري ،اقتصادي،تجاري و غيره و نيز گذران اوقات فراغت بادرك و دريافتي از سنت،نياكان ،هويت و پيشينه تاريخي و هنري مي باشد كه عمق و غناي آن راشرايط حاكم براين مقوله و طبع و اندازه مخاطب رودرروتعيين مي نمايد. ازشاخصترين نشانه ها و نمادهاي پيوستگي روحي و قلبي جامعه امروز باسنت نياكان و امتداد و حيات مستمرآن درپهناي جغرافيا و دل تاريخ،بازمانده هايي است كه اثرات خودرادربهترين شكل به عنوان بناي باستاني و اثر تاريخي هويدا مي سازد. درجاي جاي اين كشور اهورايي و برعرصه مقدس آب و خاك عطرآگين آن ،نقوش و تصاويري به يادگارماندهاند تاقدمت و تداوم وسرزندگي و شادباشي اقوام و مللي رانشانگرباشندكه درنهايت سلامت وهمگوني به مرتبه و جايگاه واحد دست يافته اند. از نظر تقسيمات کشوري، روستاي رويين يکي از روستاهاي دهستان رويين از توابع بخش مرکزي شهرستان اسفراين در استان خراسان شمالي است. از نظر موقعيت جغرافيايي، روستاي رويين در موقعيت 57 درجه و 35 دقيقه طول شرقي و 37 درجه و 12 دقيقه عرض شمالي، در ارتفاع 1670 متري از سطح دريا و در منتهي اليه درة رودخانه رويين در رشته کوه هاي آلاداغ قرار گرفته است. به لحاظ موقعيت نسبي، روستاي رويين در 26 کيلومتري شمال شهر اسفراين (مرکز شهرستان) و 52 کيلومتري جنوب شرقي شهر بجنورد (مرکز استان) و با فاصله 7 کيلومتري جاده اسفراين به بجنورد قرار دارد. روستاي رويين به لحاظ تيپولوژي، روستايي دره اي و از نظر مورفولوژي، روستايي خطي است که به دليل محدوديت توسعه کالبدي، در امتداد دره محل استقرار خود کشيدگي طولي پيدا کرده است. شناخت تاريخي روستا: بنياد روستاي رويين به شخصي به نام ميرغياثالدين، فرزند يکي از امراي سلسله سربداران سبزوار (معروف به ميرسيف الدين)، نسبت داده شده است. وي پس از هزيمت از مقابل لشکر تيمور به ناحيه اسفراين رفته و در آنجا با دره سرسبز و پرآب رويين برخورد ميکند. وي مترصد فرصتي بوده است تا اراضي اين دره را به مالکيت خود درآورد، و اين فرصت گويا زماني که شاه اسماعيل صفوي در سفري به مشهد از ناحيه اسفراين ميگذشته، فراهم ميشود. ميرغياث الدين در اين سفر سند مالکيت اراضي رويين را از شاه دريافت ميکند، وبا اجير نمودن گروهي از مردمان از صنوف و حرف مختلف از قبيل کشاورز، آهنگر، نجار، پارچه باف، بنا و روحاني، بنياد روستاي رويين را مينهد. به نظر ميرسد که روايت فوق از بنياد شدن رويين، روايتي درست و کامل نيست و علاوه بر اينكه سلطنت شاه اسماعيل با حمله لشكر تيمور مقارن نبوده است، رويين ميبايست قدمتي بيش از عهد صفوي داشته باشد. نشانههاي اين فرضيه با دقت در جزئيات روايت فوق نيز ديده ميشود. براي مثال نقل شده که ميرغياث الدين هنگام درخواست از شاه اسماعيل براي واگذاري مالکيت اراضي دره رويين، در پاسخ به سئوال شاه اسماعيل که از او ميپرسد آيا اين زمين صاحبي معين دارد؟ ميگويد: «خير چند نفر گبر در محلي به نام گبريان سکونت دارند ولي مالکيت اصلي ندارد». اين نکته، جدا از درستي و نادرستي و ميزان سنديت تاريخي، براين فرض صحه ميگذارد که پيش از عهد صفوي، گروهي ايرانيان زرتشتي در اين روستا زندگي ميکردهاند. اين فرض را چند شاهد ديگر نيز تقويت ميکند، شامل: 1- نام روستا: نام روستا در متون تاريخي عموماً «رويين دژ» آمده است. هر دو جزء اين اسم، پارسي سره بوده، و ميتوان حدس زد که اين نام گذاري بسيار پيش از عهد صفوي انجام پذيرفته است. در خراسان روستاهايي که قدمت آنها بيش از چند صد سال نيست و داراي برج و بارو و حصارهستند، بيشتر با نام «قلعه» شناخته ميشوند و نه «دژ». همچنين واژه «رويين» را به معني مکان رويش، که اشارهاي به سرسبزي دره محل استقرار روستا است، و نيز به معني ساخته شده از فلز روي که آن نيز گويا اشاره به معادن قديمي روي در منطقه دارد، تعبير کردهاند. اما به نظر ميرسد که تعبير واژه رويين به معناي «بي مرگ» و «تسخير ناپذير»، مانند اسفنديار رويين تن، با توجه به موقعيت کوهستاني و درهاي و مقر هسته اوليه روستا (قلعه بلند)، تعبير مناسبتري باشد. - درختان چنار: ايرانيان زرتشتي براي آب و درخت احترام و تقدس خاصي قائل بودهاند. از همينرو يکي از فعاليتهاي ايرانيان باستان كه در آن به مهارت زيادي دست يافته و آن را توسعه بخشيدند، پرورش درخت و باغباني بوده است. کاشت درختان ديرزي، همچون سرو و چنار، در كنار چشمهها يکي از دلبستگيهاي ايرانيان زرشتي بوده است و ميتوان فرض کرد که درختان چنار کهنسال روستاي رويين کِشته زرتشتيان و يا سنت بجاي مانده از آنها باشد. 5- استقرار در منطقهاي تاريخي: هنگامي که از روستاي رويين و تاريخ آن صحبت ميکنيم، ميبايست همواره در خاطر داشته باشيم که رويين در منطقهاي بينام و نشان تاريخي قرار ندارد. بلکه رويين روستايي است كه در مسير سه کانون مهم باستاني يعني نيشابور (ابرشهر) و جاجرم و گرگان، قرار داشته است. از مطالعه متون تاريخي چنين برميآيد که راه ارتباطي ميان نيشابور به گرگان، که يکي از شعب راه ابريشم است و به ويژه در دوره ساساني از اهميت و توجه زيادي برخوردار بوده است، از کنار رشته کوههاي آلاداغ و به ناچار از دشت اسفراين ميگذشته، که به دليل قرارگيري در ميانه راه نيشابور به گرگان، به «ميان آباد» مشهور بوده است. مقدسي جغرافيدان قرن پنجم هجري در کتاب «احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم» در اين باره آورده است: «اسفراين روستاي بزرگ گرانمايه و مرکز انگور خوب و کشتزار برنج و حبوب است. جاده (نيشابور به) گرگان آنرا به دو نيم ميکند.» 6- نقش و عملكرد قديم روستاي رویین: روستاي رويين در حال حاضر، روستايي منفرد و منزوي است كه امكانات موجود در آن صرف خدمات رساني به جمعيت ساكن آن مي شود. اما آنگونه كه كهنسالان رویین خود به ياد مي آورند و يا از زبان پدرانشان شنيده اند، در گذشته وضع اين چنين نبوده است. چنين بر مي آيد كه تا 60 سال پيش رويين مركز داد و ستد كالاهاي كشاورزي و غير كشاورزي ناحيه بوده است. براي مثال تعداد زيادي آهنگر، نجار، خياط و استاد بنا در روستا ساكن بوده اند، و روستاهاي اطراف براي خريد و سفارش كالاهايي نظير ابزار كشاورزي، درب و پنجره، دوخت لباس و اجير كردن معمار، به رویین مي آمده اند. همچنین در آن زمان تعداد زيادي آسياب در رویین بوده و به وقت آسياب، كشاورزان زيادي از نواحي اطراف براي آسياب محصول خود روزها مي بايست در نوبت به انتظار مي مانده اند. م- شجاعي، یکی از ساکنان رويين که حدود 60 سال سن دارد، خود به ياد مي آورد كه كالاهاي تجاري شهر اسفراين توسط چارپاداران (مالداران) رویین از بجنورد به رویین و از آنجا به اسفراين حمل مي شده است. حتي براي سفر به بجنورد، شيروان، قوچان و مشهد نيز مردم اسفراين مجبور بوده اند به رویین آمده و به كمك چارپاهاي رويين ادامه راه دهند. رويين در گذشته بر سر راههاي عبوري به ديگر سكونتگاههاي ناحيه قرار داشته است. گذر اسپيدان، كه اكنون نام يكي از كوي هاي روستا است، نشاني از جادهاي قديمی است كه هر روز مسافران و كالاهاي تجاري از آن عبور كرده و از طريق اسپيدان- زوارم- گليان به شيروان و قوچان و مشهد مي رفته اند. در گذشته دامداران، دامهاي خود را براي فروش به بازار رويين مي آوردهاند و خريداران نيز در آنجا حاضر مي شده اند. تجار رویین محصولات روستاهاي اطراف را مي خريدهاند (مثلاً گردوي اسپيدان) و پس از فرآوري، آنها را به سبزوار و از آنجا به تهران صادر مي كرده اند. تجار جاجرمي نيز كه به تجارت برنج از شمال مشغول بوده اند، به قصد معامله با تجار رویین به این روستا آمده و يا به قصد سفر به شهرهاي شيروان، قوچان و مشهد از رويين مي گذشته اند. يكي از صادرات رویین كه مورد علاقه تجار جاجرمي هم بوده، خشكبار يا به زبان محلي «كِشته دانه» بوده است كه آن را با برنج معاوضه مي كرده اند. نفوس زياد روستای رويين، امنيت آن (كه ناشي از موقعيت جغرافيايي و جمعيت زياد آن بوده است)، موقعيت جغرافيايي، تجمع پيشه وران، حرفه مندان، بازرگانان و صاحبان ثروت همه حاكي از رونق اقتصادي و مركزيت خدماتي رويين در گذشته است. ورود ماشين و احداث جاده ماشين رو اسفراين به بجنورد، موجب گرديد رويين نقش و عملكرد اقتصادي و خدماتي خود را به تدريج از دست داده و به روستايي منفرد و بن بست آنچنانكه امروز شناخته مي شود، بدل شود. با توجه به آنچه گفته شد، مي توان تصور كرد كه تا 60 سال پيش با آن همه آمد و شد روزانه به رويين، چه هياهو و جنب و جوشي در روستا برپا بودهاست. |
|

گالری تصاویر











